سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
ساحل عاشقی
 ساحل عاشقی

 

   1   2      >

 

نگاه گریه داری داشت زینب
چه گام استواری داشت زینب
دل با اقتداری داشت زینب
مگر چه اعتباری داشت زینب
چهل منزل حسین منجلی شد
گهی زهرا شد و گاهی علی شد
***
ندیدم زینب کبری تر از این
ندیدم زینت باباتر از این
ندیدم دختر زهرا تر از این
حسینی مذهبی غوغا تر از این
به پیش پای ما راهی گذارید
بنای زینب اللهی گذارید
***
چهل روز است گریانم حسین جان
چو موی تو پریشانم حسین جان
چهل روز است می خوانم حسین جان
حسین جانم حسین جانم حسین جان
تویی ذکر لبم الحمدلله
حسینی مذهبم الحمدلله
***
همین جا شیرخواره گریه می کرد
رباب بی ستاره گریه می کرد
گهی بر گاهواره گریه می کرد
گهی بر مشک پاره گریه می کرد
خدایا از چه طفلم دیر کرده؟
مرا بیچاره کرده، پیر کرده
***
همین جا دور اکبر را گرفتند
ز ما شبه پیغمبر ما را گرفتند
ولی از من دو دلبر را گرفتند
هم اکبر هم برادر را گرفتند
“به تو گفتم که ای افتاده از پا
ز جا بر خیز ورنه معجرم را…”
***
همین جا بود که سقای ما رفت
به سمت علقمه دریای ما رفت
پناه عصمت کبرای ما رفت
پی او گوشواره های ما رفت
فقط از علقمه یک مشک برگشت
حسین بن علی با اشک برگشت
***
همین جا بود که دلها گرفت و …
کسی روی تن تو جا گرفت و …
سرت را یک کمی بالا گرفت و…
و از پشت سرت سر را گرفت و …
همین که بر گلویت خنجر آمد
صدای ناله ی زهرا در آمد
***
همین جا بود الف را دال کردند
تنت را بارها پامال کردند
ته گودال را گودال کردند
تو را با سم مرکب چال کردند
اگر خواندم قلیلت علت این بود
که یک تصویری از تو بر زمین بود
***
تو ماندی و کبوتر رفت کوفه
تو را کشتند و خواهر رفت کوفه
خودم در راه و معجر رفت کوفه
چه بهتر زودتر سر رفت کوفه
وگرنه دردها می کشت مارا
نگاه مردها می کشت ما را
***
بهاری داشتم اما خزان ش
قدی که داشتم بی تو کمان شد
عقیق تو به دست ساربان شد
طلای من نصیب کوفیان شد
خبر داری مرا بازار بردند
میان مجلس اغیار بردند
***
همین جا بود افتادند تن ها
همین جا بود غارت شد تن ها
تمامی کفن ها، پیرهن ها
بدون تو کتک خوردند زن ها
همین جا بود گیسو می کشیدند
هر سو دخترانت می دویدند
***
همین جا بود تازیانه باب گردید
رخ ما در کبودی قاب گردید
ز خجلت خواهر تو آب گردید
که معجر بعد تو نایاب گردید
سکینه معجر از من خواست اما
خودم هم بودم آنجا مثل آنها…
***
ز جا برخیز غمخواری کن عباس
دوباره خیمه را یاری کن عباس
برای عزتم کاری کن عباس
علم بردار علم داری کن عباس
سکینه می کند زاری ابالفضل
چه قبر کوچکی داری ابالفضل


نوشته شده توسط : تک ستاره

نظرات ديگران [ نظر]


 

 


  + آنجا که همه مثل هم فکر می کنند ، هیچ کس خیلی فکر نمی کند .


  + انسان در همان لحظه که تصمیم می گیرد آزاد باشد، آزاد است .


+ وسعت دنیای هرکس به اندازه وسعت تفکر اوست .


+ تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباهات خود می گذارند .


+ آنانکه می دانند رنج می برند و آنانکه نمی دانند به دیگران رنج می دهند .


+ نتیجه اراده ضعیف ، حرف است ونتیجه اراده قوی ، عمل .


+ وقتی با انگشت به کسی اشاره می کنیم ، به یاد داشته باشیم که سه انگشت دیگر به طرف خودمان بر گشته اند .


+ آنان که نمی توانند خود را اداره کنند ‌ناچار از اطاعت دیگرانند .


+ حکایت جالبی است که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند .


+ یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن .


+ هر کس که بداند چقدر می ارزد، به آنچه که می ارزد می رسد.
 + آنکس که بداند، و بداند که بداند ، اسب شعف از گنبد گردون برهاند … آنکس که بداند و نداند که بداند ، بیدار کنیدش که شبی خفته نماند … آنکس که نداند و بداند که نداند ، لنگان خرک خویش به منزل برساند … آنکس که نداند و نداند که نداند ، در جهل مرکب ابدالدهر بماند .


+ اشتباهات انسان، در ابتدا رهگذرند، سپس میهمان میشوند و بعد صاحبخانه.


+ عفو از کسانی نیکوست که توانائی انتقام دارند .


+ اگر می خواهی اندوهگین نباشی ، حسود مباش .


+ آنقدر شکست خوردم که راه شکست دادن را آموختم .


+ هیچ کاری برای انسان سخت‌تر از فکر کردن نیست .


+ مردم از ترس شکست می بازند .


+ ترسناک ترین تنهایى خود پسندى است .


+ از آغاز حرفی در میان نبود . گفتن این حرف ، حرفی به میان آورد .


+ آن که خوشی خود را در رنج دیگران بجوید ، هر گز روی خوشی نمی بیند .


+ زر اندوزانی که برای مال دنیا کیسه دوخته اند بدانند که لباس آخرت جیب ندارد .


+ بزرگترین نفرین آنست که همه چیز را تجربه کنی .


+ تا تو مرا بد خواهی و خود را نیک ، نه مرا بد آید و نه تو را نیک .


+ افتادن برگ از درخت نشانه امدن زمستان نیست بلکه نشانه تمام شدن یک عمر است .


+ فهمیدن بهتر از دانستن است .


+ هر کس مرتکب اشتباهی نشده، اکتشافی هم نکرده است .


+ کسانی که روح ناامید دارند مقصرترین مردم هستند .


+ انسان تنها مخلوقی ست که نمی خواهد همان باشد که هست .


+ به هر ناراحتی کوچک خشمگین شدن و به دیگران پریدن ، نشان غرور بی اندازه یا کم عقلی است .


+ آنچه را که نمی توانی فرموش کنی ببخش و آنچه را که نمی توانی ببخشی فراموش کن.


+ مواظب افکارت باش که گفتارت میشود ، مواظب گفتارت باش که رفتارت می شود ، مواظب رفتارت باش که عادتت می شود ، مواظب عادتت باش که شخصیتت میشود و مواظب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود.


+ نومیدی انسان را پیش از مرگ می کشد .


+ حسن معاشرت، ترکیبی است از فداکاری ها و گذشت های کوچک.


+ زندگی چون نردبانی آهنی است ، روزی نیز این نردبان افتادنی است ، هرکسی کو بالاتر نشست ، استخوانش بیشتر خواهد شکست.


+ تنهایی من زمانی ولادت یافت که انسانها ، لغزشهای حاصل از پرگویی مرا ستودند و فضایل خاموشی ام را ناچیز شمردند.


+ راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود.


+ همانگونه که می اندیشی ، همان خواهی شد .


+ هرگز نمی توانی در حالیکه دستهایتان را در جیب خود فرو برده اید از نردبان موفقیت بالا بروید.


+ مهمترین درس زندگی اینست که بپذیریم گاهی اوقات احمق ها هم درست می گویند .


+ تغییر کن تا تاثیر کنی !


+ کسانی که در عشق عاقلند ، بیشتر عاشقند و کمتر حرف میزنند .


+ انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .


+ تمایلات خود را میان دو دیوار محکم اراده و عقل حبس کنید .


+ کسی که دیگران را می شناسد عالم و دانشمند است و کسی که خود را می شناسد عاقل و فهمیده است .


+ بهترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند .


+ گاهی برخی از برکات خداوند با شکستن تمامی شیشه ها وارد می گردند .


+ فقط کسی رنگین کمان را میبیند که تا آخر زیر باران بایستد .


+ هر رفتاری از دیگران که موجب آزار ما می شود موجب شناخت بیشتر خودمان خواهد شد.


+ هرکسی چیزی را می بیند که آن را در قلب خود حمل می کند.


+ تجربه همیشه به نفع انسان نیست چون هیچ حادثه ای دو بار به یک شکل رخ نمی دهد .


+ بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند ، مثل اینکه کسی کلاه روی سرش باشد و آن را بجوید .


+ در “زندگی” هرگاه از “یخ” خانه ای ساختی بر آب شدنش اشک مریز.


+ جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند ، خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد ، باید در تخریب مملکتش بکوشد .


+ فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو آنقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشد به یاد خالقش نمی افتد .


+ برای داشتن چیزی که تا بحال نداشته اید باید کسی باشید که تا بحال نبوده اید .


+ بگذارید و بگذرید ، ببینید و دل مبندید ، چشم بیندازید و دل مبازید ، که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت .


+ از پیری پرسیدم چه زمانی انسان پیر میگردد ، فرمود درست آن زمان که از گذشته خود پشیمان شده افسوس آن را بخورد .


+ زندگی کوتاه است پس وقت خودتو برای کارهائی صرف کن که فرصت لذت بردن از تتیجه کارات رو داشته باشی .


+ تا که بودیم نبودیم کسی ،  کشت ما را غم بی همنفسی ، تا که رفتیم همه یار شدند ، خفته ایم و همه بیدار شدند ، قدر آئینه بدانیم چو هست ، نه در آن وقت که اقبال شکست


+ در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری ، کوچکتر خواهی شد .


+ عادت کنید به چیزی عادت نکنید .


+ باید گرفتارم شوی تا من گرفتارت شوم ، با جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم ، من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران ، اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم .


+ زندگی دو چهره بیشتر نداره ، یا به بازیت میگیره ، یا به بازیش میگیری ، انتخاب با توست .


+ مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید به دست آورید وگرنه مجبور خواهید شد چیزهایی که به دست آورده اید دوست بدارید .


+ سازنده ترین کلمه گذشت است … آن را تمرین کن پرمعنی ترین کلمه ” ما ” است … آن را به کار ببر عمیق ترین کلمه “عشق” است … به آن ارج بنه. بی رحم ترین کلمه “تنفر ” است … از بین ببرش سرکش ترین کلمه” تنفر” است … با آن بازی نکن. خودخواهانه ترین کلمه ” من ” است… از آن حذر کن. ناپایدارترین کلمه ” خشم” است… آن را فرو ببر. بازدارنده ترین کلمه ” ترس” است … با آن مقابله کن. با نشاط ترین کلمه ” کار ” است … به آن بپرداز .


+ بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند…. و گنجشکها جدی جدی می میرند. آدمها شوخی شوخی زخم می زنند …. و قلبها جدی جدی می شکنند. آذمها شوخی شوخی لبخند می زنند…. و دلها جدی جدی عاشق می شوند .


+ بعد از مرگم دستهایم را از تابوت بیرون بگذارید تا همگان ببینند که پس از این همه رنج و سختی چیزی با خود از این دنیا نبرده ام .


+ آدمها برای مردن به دنیا می آیند . جوری زندگی کنیم که در لحظه مرگ به خاطر غرورمان افسوس نخوریم .


+ التماس به خدا جرأت است . اگر برآورده شود ، رحمت است ، اگر برآورده نشود ، حکمت است . التماس به انسان خفت است . اگر برآورده شود ، منت است ، اگر برآورده نشود ، ذلت است .



نوشته شده توسط : تک ستاره

نظرات ديگران [ نظر]


 

یاریم کن آن کنم که تو راضی باشی...








  









 


وقتی به خوبیها و مهربانی های تو می نگرم


بدیها و اشتباهات خود را مشاهده می کنم


و آنوقت که رحمت و بخشش بی منتهایت مرا نشانه میرود


بار شرمندگی گناهانم بیشتر از پیش بر دوشم سنگینی میکند


خدایا هر چه می دهی رحمت است و هر چه نمی دهی مصلحت


اگر مصلحت این است که هیچ چیز نداشته باشم راضیم به رضایت


ولی نظرت را از من مگیر


یاریم کن آن کنم که تو راضی باشی و آن طور شوم که تو می خواهی




نوشته شده توسط : تک ستاره

نظرات ديگران [ نظر]


 

وقتش رسیده  حال و هوایم عوض شود


با  سار  ِ پشت پنجره  جایم عوض شود


هی کار دست من بدهد   چشم های تو


هی  توبه بشکنم  و  خدایم  عوض شود


با بیت های  سر زده  از سمت ِ ناگهان


حس  می کنم  که قافیه هایم عوض شود


جای تمام  گریه ،  غزل های ناگــــــزیر


با قاه قاه ِ خنده ی بی غم    عوض شود


سهراب ِ شعرهای من   از دست می رود


حتی اگر عقیده ی  رستم عوض شود


قدری کلافه ام    و هوس کرده ام  که باز


در بیت های بعد ،  ردیفم عوض شود


حـوّای جا گرفته  در این  فکر رنج ِ تلخ


انگــار  هیچ وقـت  به آدم  نـمی رسد


تن  داده ام  به این که بسوزم در آتشت


حالا  بهشت هم  به  جهنم  نمی رسد


با این ردیف و قافیه  بهتر  نمی شوم !


وقتش رسیده  حال و هوایم  عوض شود


نوشته شده توسط : تک ستاره

نظرات ديگران [ نظر]


 






( کل شیئ یرجه الی اصله )


 


ساده ترین قانون هستی ست...


روح خدا در توست پس عظمتش را کشف کن و دریاب


 


روز مرگت سراسر عشق و لذت و یکپارچه سرور خواهی شد...چون در آن روز است که می فهمی که تو عین زیبایی و عشق و کمال و خدا هستی.در آن روز است که می فهمی چقدر عظیم و مقتدری...


 


همیشه به خاطر داشته باش که طبق خواست خودت,در هر ثانیه,نتیجه اعمالت به سمتت باز میگردد.پس...


رها باش...شکرگذار باش...به او توکل کن...ایمان داشته باش...عاشق باش...ببخش...




نوشته شده توسط : تک ستاره

نظرات ديگران [ نظر]


 


کاش میشد تا خدا پرواز کرد
پای دل از بند دنیا باز کرد
کاش میشد از تعلق شد رها
بال زد همچون کبوتر در هوا
کاش میشد این دلم دریا شود
باز عشقی اندر او پیدا شود
کاش میشد عاشقی دیوا

کاش میشد جان ز تن بیرون شود
چشم از هجران او پر خون شود
کاش میشد از خدا غافل نبود
کاش در افکار بی حاصل نبود
کاش میشد بر شیاطین چیره شد
تا رها از بند با این شیوه شد
کاش دستم را بگیرد توی دست
تا شوم از دست او من مست مست
کاش میشد مست باشم تا ابد
سر بر آرم دست افشان از لحد
کاش میشد تا که در روز جزا
شاد باشم از عمل پیش خدا
کاش میشد یک نفس دیدار یار
تا شوم مدهوش ؛ گردم
بیقرار


                                                          

نوشته شده توسط : تک ستاره

نظرات ديگران [ نظر]


 



بنده از خدا پرسید :


چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد ؟


 

خدا پاسخ داد :
 

کودکی شان

این که از کودکی شان زود خسته می شوند و عجله دارند تا بزرگ شوند،
 

بعد دوباره پس از مدتی آرزو می کنند که ای کاش کودک بودند .


 

این که سلامت خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند
 

و بعد از مدتی دوباره پول هایشان را می دهند تا  سلامت خود را به دست آورند .


 

این که با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش می کنند
 

بنابراین نه در حال زندگی میکنند و نه در آینده.


 

این که به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد
 

و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .


 

پس از خداوند پرسید : 
 

در مقام پروردگار می خواهی بنده هایت کدام درس های زندگی را بیاموزند ؟


 

خداوند گفت :
 

بیاموزند که نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد، تنها کاری که می توانند بکنند این است که  خودشان او را دوست بدارند. 

بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم هایی عمیق در قلب کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم، اما سال ها طول می کشد تا این زخم ها را التیام بخشیم.

بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که به کمترین ها نیازمند است.

بیاموزند انسان هایی هستند که ما را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان رابیان کنند.

بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند اما به همان یک نقطه دو دید مختلف داشته باشند.

بیاموزند کافی نیست که فقط دیگران را ببخشند بلکه باید بتوانند خود را نیز ببخشند.


 

پس بنده بار دیگر از خداوند پرسید:

آیا چیز دیگری هست که دوست دارید بنده هایتان بدانند؟


 

و خداوند فرمود: 

فقط این که بدانند که من هستم ... همیشه و همه جا







 


نوشته شده توسط : تک ستاره

نظرات ديگران [ نظر]


 









و عشق صدای فاصله هاست



عشقولانه | و عشق صدای فاصله هاست عشق زیباست اما غم دارد عشق زیباست اما دل را می سوزاند عشق زیباست اما نفسهای خسته ، دیگر تاب تحمل غمش را ندارد عشق زیباست اما دیوانگی هم عالمی دارد

 


عشق زیباست اما غم دارد
عشق زیباست اما دل را می سوزاند
عشق زیباست اما نفسهای خسته ، دیگر تاب تحمل غمش را ندارد
عشق زیباست اما دیوانگی هم عالمی دارد


عشق تار و پود شکسته قلب را جلا می دهد
عشق قلب بیقراری را طوفانی می کند
عشق تنها امید قلب یک عاشق است
عشق مقامی بس عظیم و والا دارد


عشق معنای تمام زندگی یک عاشق است
عشق دل را بیقرار می کند و چشم را گریان
چشم هایی که برای عشق ، اشک می ریزند ، بسیار مقدس هستند
عشق صدای تیک تاک قلب عاشق است


قلبی که هر لحظه احساس می کند در حال خاموش شدن است
عشق صدای نبض زندگی است
زندگی و دار و ندار یک عاشق ، در عشقش خلاصه می شود


ای کاش معنای واقعی عشق را درک می کردیم
ای کاش هر لحظه ای با عشق نفس می کشیدیم
ای کاش فاصله ها را با رنگ زیبای عشق ، زیباتر می دیدیم


ای کاش عشقی وجود داشت که هیچگاه از بین نمی رفت
ای کاش تمام عشقهایمان جاودان بود و زیبا
ای کاش زیبایی و پاکی عشق را درک می کردیم


عشق زیباست به زیبایی و پاکی یک نگاه ساده
عشق مقدس است به تقدس یک قلب عاشق و شیدا
عشق تکان دهنده است حتی اگر یک عشق خیالی باشد


حتی اگر سکوتی بس عظیم در آن نهفته باشد
عشق زیباست حتی اگر تنها یادگار از عشق ، حسرت جدایی باشد
عشق دوست داشتنی است حتی اگر زیر بار غم عشق ، شکسته شویم
عشق مقدس است حتی اگر رویایی بیش نباشد
ای کاش می شد حرف یک عاشق رااز نگاهش خواند
و صدای قلب بیقرارش را شنید
عشق را دوست دارم حتی اگر عاشق بودنم جرمی بیش نباشد


 


و عشق صدای فاصله هاست






نوشته شده توسط : تک ستاره

نظرات ديگران [ نظر]


 


                        امشب از جنس نیازم خدایا...

 




تقویم را به دست می گیرم و ورق می زنم ، چه سالها و روزهایی بی تو سر شدند وگذران عمر مرا با خو بردند....




خدایا می بینی ؟ ثا نیه ها  تک تک سپری شدند و من در میان این شعله های سوزان باورهایم سوختم...




آری سالهاست که در کویر باورهایم سرگردانم... چون نمی خواستم ببینم آنچه را که باید می دیدم ، همیشه از من بی تو وحشت داشتم!...




 اما هم اینک خود را به فراموشی می سپارم تا خیال طلایی اما محال تو را نیزبا خود به فراموشی بسپارم...


و خود را به دست سرد و بی روح تقدیر می سپارم ...


و دفتر ذهنم را می بندم ...و آرامش از دست رفته ام را فریاد می کشم...


آرامشی که سالهاست با من بیگانه است...


ای آرامش آبی به سراغم بیا ... دستت را به من بده و روح خسته ی مرا بپذیر... و مرا با خود ببر... که دیگر حرفی برای گفتن با این روزگار غریب ندارم...


روزگاری که تا به امروزمرا بازیچه ی خود کرد...
آهای روزگار تو به بازی خود ادامه بده ولی دیگر مرا شریک بازی خود قرار نده...


                                                             دستانم را رها کن ، من دیگر چیزی برای باختن ندارم!
آهای روزگار  غریب رهایم کن...


مرا دراین تب سوزان  ، رهایم کن.....    




نوشته شده توسط : تک ستاره

نظرات ديگران [ نظر]


 


عشق یعنی مستی و دیوانگی. عشق یعنی با جهان بیگانگی. عشق یعنی شب نخفتن تا سحر. عشق یعنی سجده ها با چشم تر. عشق یعنی سر به دار آویختن. عشق یعنی اشک حسرت ریختن. عشق یعنی در جهان رسوا شدن. عشق یعنی مست و بی پروا شدن . عشق یعنی سوختن یا ساختن. عشق یعنی زندگی را باختن. عشق یعنی انتظار و انتظار. عشق یعنی هرچه بینی عکس یار. عشق یعنی دیده بر در دوختن. عشق یعنی در فراقش سوختن. عشق یعنی لحظه های التهاب. عشق یعنی لحظه های ناب ناب 
  
عشق یعنی سوز نی ، آه شبان. عشق یعنی معنی رنگین کمان. عشق یعنی شاعری دل سوخته. عشق یعنی آتشی افروخته. عشق یعنی با گلی گفتن سخن. عشق یعنی خون لاله بر چمن. عشق یعنی شعله بر خرمن زدن .عشق یعنی رسم دل بر هم زدن .عشق یعنی یک تیمّم، یک نماز. عشق یعنی عالمی راز و نیاز.عشق یعنی با پرستو پر زدن. عشق یعنی آب بر آذر زدن. عشق یعنی چو*احسان پا به راه عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه. عشق یعنی بیستون کندن به دست. عشق یعنی زاهد اما بُـت پرست. عشق یعنی همچو من شیدا شدن. عشق یعنی قطره و دریا شدن .عشق یعنی یک شقایق غرق خون .عشق یعنی درد و محنت در درون. عشق یعنی یک تبلور یک سرود. عشق یعنی یک سلام و یک درود 
 
                                                                                                                    


نوشته شده توسط : تک ستاره

نظرات ديگران [ نظر]


   1   2      >
: منوي وبلاگ :


 بازديدهاي امروز:
6 بازديد
 
بازديدهاي ديروز:
6 بازديد
 
مجموع بازديدها:
4207 بازديد

 

 صفحه اصلي


 
وضعيت من در ياهو
 
پست الكترونيك
 
پارسي بلاگ
 
درباره من


: درباره خودم :
<*ProfileLink*> ساحل عاشقی
<*AboutUs*>
: پيوندهاي روزانه :

<*DayList*>

: لينك دوستان من :

رازهای موفقیت زندگی
کانون مسجد فاطمیه ی شهیدیه
عکس های عاشقانه
عاشق اسمونی
ستاره
نغمه ی عاشقی
.: شهر عشق :.
سایه
جـــیرفـــت زیـبا ( استان سبزواران)
نرگس سبز
دکتر علی حاجی ستوده
اصولی رایانه
پارسال دوست امسال آشنا
قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی
عشق سرخ من
گروه اینترنتی جرقه داتکو
ارون
یک هدف مشخص
صدفم چشم به راهتم برگرد
فقط من برای تو
عشقی
گیفان
حاج آقا مسئلةٌ
کشتی کج
خاطرات این روزهای من
نرم افزار.چتکن.فال.عشق.علمی.خبر.اموزش.تصاویر.دانلود
باران
دلتنگی
یا حسین
آوای قلبها...
عاشقانه ها
روانشناسی جالب
غلط غولوت
منطقه آزاد
شخصی
عشق بی انتها
دختری به سوی آسمان
حدائق ذات بهجة
شب های تنهای،عاشقی
پسران جوان
قاضی مالخر
روان شناسی مثبت گرا
سیستم عامل، طراحی گرافیک و برنامه نویسی
سوپر لینک خشگل دختر
مسائل شیطان پرستی در ایران و جهان
جزیره صداها
کهکشان Networkingbest


: لوگوي دوستان من :




























: آرشيو يادداشت ها :

بهمن 89 [6]
اسفند 89 [4]
فروردین 90



 

: موسيقي وبلاگ :



: جستجو در وبلاگ :


: پشتيباني :

كانون وبلاگ نويسان مذهبي